آرزو هایم برای شهر آرزوها، تبریزم

مدتی پیش نوشته ای رو که دوست عزیز بهروز بختیاری در وبلاگش منتشر کرده بود رو خوندم، ایشون یک بازی وبلاگی راه انداخته بودن و از بقیه دوستان تبریزی خواسته بودن تا آرزوها و رویاهای خودشون رو برای تبریز بنویسند، شاید یکی از عللی هم که باعث شد من وبلاگ فارسیمو راه بندازم همین بود. برم سراغ اصل مطلب…

آرزوی من برای تبریزم

بحث خیلی مفصّلیه نمی دونم از کجا و چجوری شروع کنم بالاخره هر چی باشه تبریزه و هزار و یک آرزو که منم مثل بقیه دوست دارم زادگاهم به بهترین ها برسه چون تبریز مستحق این خوبیاست ولی متاسفانه حتی حقوقی که حق اولیۀ هر شهروند تبریزی است رو هم ندارن، آرزو دارم یه روز مسئولان عزیزی که همیشه شعار داده اند ولی عمل نکرده اند (حتماً و صد در صد شرایطش فراهم نبوده) اینکه تأسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی (یا به گفته اونا آذری) و تحصیل به زبان مادری در مدارس و دانشگاه های تبریز و دیگر شهرهای آزربایجان و البته اینم بگم خواندن و نوشتن به زبان فارسی هم ایرادی نداره ولی در کنار اون وجود زبان مادری برای مردم منطقه نیاز مبرمی است که بودنش خیلی مهم می باشد.

خواندن و نوشتن به زبان مادری حق همۀ انسانهاست

یادمه چند وقت پیشا تو این شهری که زندگی میکنم داشتم قدم میزدم که صحنه ای دیدم که برام خیلی جالب بود، پیاده رو بودم که یک مردی رو دیدم که اصلاً وضع ظاهری مناسبی نداشت و لباسهای پاره پوره و کثیف تنش بود که کنار پیاده رو نشسته بود و کلاهشو جلوش گذاشته بود و داشت گدایی میکرد (ولی از اون گدا های ورژن روشنفکر بود) چیزی که برام جالب بود و خیلی حال کرده بودم این بود که این آدم کتاب دستش بود و داشت مطالعه میکرد صحنه خیلی برام جذاب بود چون تو عمرم گدای اهل مطالعه و کتاب خون ندیده بودم. اونوقت تو شهر من یارو با اون همه ناز و نعمت نمیدونه کتاب چیه نمیدونه مطالعه چیه اصلاً نمیدونه مطالعه با کدوم “ن” نوشته میشه :) اونی هم که زیاده وقته. خیلی دوست دارم بازار داغ و فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی تو تبریز رواج پیدا کنه و چقدر خوبه به کسی که می خواهیم هدیه بدیم به جای اینکه ۱قیویر زیویرهای ؛) بی ارزش بخریم، به همدیگه کتاب هدیه بدیم و بچه هامون رو هم به فرهنگ مطالعه و کتاب خونی تشویق کنیم. نمیدونم دیگه این چه بحرانیه ما دچارش شدیم.

آرزوی من رشد فرهنگ مطالعه و کتاب خوانی تو تبریزم است

اینم بگم دیگه جمش کنم. خدا رو شکر رویداد ها و فعالیت هایی که در حوزه آی تی تو تبریز اتفاق میوفته خبر از اتفاقهای خوبیه که برای آینده تبریز رخ خواهد داد. جلسات باز نرم افزاری تبریز اگه اشتباه نکنم قریب به ۴ ساله که برگزار میشه،  جلسه آزاد امنیت تبریز که روز اول مهر ماه اولین جلسه اش برگزار شد و رویداد های زیادی که من به علت دور بودنم از تبریز خبر و اطلاع زیادی ندارم جداً اقدامی قابل تحسین است که از طرف دوستان تبریزی انجام میشه من به شخصه از تک تک اونا تشکر و قدردانی میکنم.

آرزوم اینه که یه روز تبریز به مرکز آی تی ایران (منطقه و حتی جهان، سیلیکون ولی چی داره که ما نداریم) تبدیل بشه

کافیه خودمونو باور داشته باشیم از گذشته درس بگیریم و برای آینده شهرمون چیزی که از دستمون بر میاد رو درنگ نکنیم و مهمتر از اینا اتحاد اتحاد اتحاد.

 


پی نوشت:

۱) بالا نوشته بودم “قیویر زیور” صد در صد دوستان ترک زبان متوجه شده اند، دوستانی هم که متوجه نشدند میگم تا یاد بگیرن. قیویر زیور (Qıvır zıvır) کلمه ایست ترکی که در فارسی معادل اون میشه خِرت و پِرت ؛)

2 دیدگاه برای آرزو هایم برای شهر آرزوها، تبریزم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *